X
تبلیغات
رایتل

. دختـری با دامـن ِ حریـر .

کاشْ می شُدْ همهِ یِ سُکوتْ-امْ را برایَتْ بنویسَمْ ... تا ببینیْ اینْ مثنوی ِ نانوشتهِ... چهِ قدرْ حرفْ...برای ِ گفتنْ دارد...

کمبود مطـــلبــــ :)

  

ســلامـــ سلامـــ سلامـــ !! من بالاخرهــــ  اومدمـــ  

نه!! ۱ ٪ هم فکر نکنین که خوشحالم !!!  

بخدا هیچیـــ  به ذهنمــــ نمیرسه واسهـــ  آپـــ کردن  

مرسی که شماها میاین پیشمـــ و ببخشید که دیر میامـــ  پیشتون  

جاتون بسی خالی دیروز در جمع دوستان مهمان بودیم  

و خوشگل کردیم و رفتیم --->  

جاتون بسی خالی... خیلی خوووووووش گذشت   

بسی حرف زدیم !!  یعنی خیلی بیشتر از بسی !!!!   

ما حتی موقع خوردن هم بسی حرف میزنیم...اصلا حرف نزنیم میمیریم:  

 

میشناسین که دخترا رو... تازه ما از همه ی نمونه ها بدتریم !! 

در کل خیلی خوووب بود... و ممنونم از الهه که این مهموونی رو برگزار کرد  

و اما.... 

بابت اینکه از نوشته های دلم نیس و خاطرست واقعا معذرت میخوام از تموم اونایی که منتظر اون نوشته ها بودن... 

راستش...این دل...این فکر...این حس...این... اینا اصلا کمکم نمیکنن تازگیا!! 

ناچارم که از اتفاقات بنویسم... 

.... 

خیلی این روزا سخت و دیر میگذره...خیلی!! 

راستی!! تا یادم نرفته که بگم این 2هفته بشدت کم میام به این دنیای مجازی   

اعتیاد به این دنیا مجازی (اینترنت) خیلی بده...خیلی... 

چیزی که من الان دچارش شدم  

در این دوهفته امتحان های آموزشگاه شروع شده..و من درگیر اونم!!  

خیلی حس بدیه...ولی من نتیجش رو میگیرم!! مطمئنم که میتونم.... 

شما ها هم برام دعا کنین...!!! امیدوارم چیزی یادم نره سر جلسه

یه الهه ی نازی که برام از جوونمم با ارزش تره...برام یه نظر گذاشته بود... 

یه نظر که... 

فقط میتونم بگم: نروو...الهه نرو!! 

بازم میام و آپ میکنم...قوله قول!! 

................ 

دلم بدجوور شکسته... یه دوست میخواد ترکم کنه... 

میخواد بره تو دنیای آلیس...بخاطر مطلب پایینم!! 

وای خدا جون...چقدر دورم ازت... 

میخوام به حرف تو (یکی) گوش کنم...میخوام برم دنبال خدا...میرم!! 

قول میدم که میرم... 

یه فرشته... 

شبیه تو... 

تو زندگیه من... 

وای... 

چه خوش بختی ای... 

از 0 تا 100 !! 

به همزاد داشتن اعتقاد پیدا کردم   !!! 

بسی جای تعجب دارد  

............... 

راستی!! 

ماه رمضون هم اووومد... 

بازم افطار کردن بی روزه...بازم نون و پنیر و گردو...بازم بامیه (عاشقشم)...بازم عطر چایی...عطر سبزی های تازه...صدای دعا...حس غریب نزدیکتر شدن به آسمون.... 

بازم نون تازه...پیچیدن عطر خدا تو خونه ها... 

وای... 

دلم برای فردا و افطار تنگ شده... 

سحری و چشمای پف کرده... 

وای چه روزایی خوبی..... 

قدرش رو بدونین که زود از دستتون نره.. 

 

 

بسی حرف زدم... 

ببخشید... 

تا 2هفته ی دیگه کم میام..ولی میام!! 

پ.ن: 

1- دوست دارم 

2- بازم دوست دارم!! 

3- خودت چی فکر میکنی ؟! 

4- دعا یادتون نره برای من !! 

5 - ببخشید که چرت و پرت شد!!

+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 01:56 ق.ظ  توسط ن. رجبی ܓ✿ܓ✿ܓ✿  |  80 نظر