X
تبلیغات
رایتل

. دختـری با دامـن ِ حریـر .

کاشْ می شُدْ همهِ یِ سُکوتْ-امْ را برایَتْ بنویسَمْ ... تا ببینیْ اینْ مثنوی ِ نانوشتهِ... چهِ قدرْ حرفْ...برای ِ گفتنْ دارد...

مختصری از دلی کوچک : نگین !!

وقتی رفتی زندگیم بدجووو کوچیک شد..!! 

توی تنم نمیرفت !! 

وقتی رفتی کِـش دلتنگی رو پیشم یادگاری گذاشتی !!  

دیروز سر تا سر زندگیم رو با کِـش یادگاریت دوختم... 

تنگ شد!! بازم تنگ شد!! 

اما تونستم خودم رو توی زندگیم جا بدم !! 

فقط یه چیزی رو نتونستم با خودم ببرم... 

خاطره ها رو... ! 

جیب زندگیم پر از اسم تو شده... 

جایی نیست... 

تازگیا ماه هم رویش را برای ما بسی بر میگرداند...میگویند ناز میکند برایمان !! 

خورشید چشم دیدم را ندارد...شنیده ام که بسی دلخور شده است..!! 

باران با ما بسی فاصله گرفته است... میدانم حسادت میکند!!  

دوست دارد قطره قطره روی بدنت ببارد !! نگران است نکند من ببارم روی شونه هایت !! 

لبخند برای لبهایم خط و نشان هایی کشیده است...!!

اشک آخرین اجاره اش را هم پرداخت کرد و اسباب کشی و رفت...!!

من ماندم و هدف قدیمی..و قدم هایی استوار تر از قبل !!!

◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦• 

 پاورقی ها: 

1. جمعه بسی امتحان پایانی داریم!!  تا الان که همه را پاس کرده ایم 

2. دلمان بسی برای خاطرات تنگ شده!! 

3. میخواهم نمایش زندگیم رو بسازم__اما نقش تورا کم دارم درش__ 

◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•◦•

دنیا را با بستن یک چشم با دست ، 

نادیده می گیرم 

تو را هرگز 

تو از دنیا جدایی !
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 09:37 ب.ظ  توسط ن. رجبی ܓ✿ܓ✿ܓ✿  |  73 نظر